![]() |
![]() |
|
| گفتنی های ناگفته یک دانشجو مبارز |
|
نوشته های پیشین
|
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
«به کجا چنین شتابان؟»
گون از نسیم پرسید − «دل من گرفته زاین جا، هوس سفر نداری زغبار این بیابان؟» − «همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم...» − «به کجا چنین شتابان؟ » − «به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم... » − «سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی، به شکوفه ها، به باران، برسان سلام ما را.» دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه کرج هستم و اینجا با دل نوشته های بنده عجین شده است دلنوشته هایی از جنس عشق و علاقه ،نظر و پیشنهاد و حتی گله و انتقاد.... |
|
RSS
|