

با سلام خدمت دوستان عزیز و با حال!!!
عارضم به خدمت سروران گرام : از آنجا که عده ای از طرفدارن
(اراذل) آقای با شعور!!!و قانونمند(موسوی) برای خدمت رسانی
به دوستان غربی و دم تکان دادن به روباه پیر (انگلیس) وارد عرصه
اغتشاش و آشوب شده بودند متاسفانه بنده هم از
این لطف و عنایت ویژه اوباش موسوی در امان نبوده و در کل
بگویم در حال گذراندن دوران نقاحت هستم...
پس عذر بنده را به دلیل تاخیر در به روز رسانی مطالب
بپذیرید


*************************************************************
یک سناتور دمكرات ايالت "نيوجرسي" که از طرفداران دو آتشه اوباما و رژيم صهيونيستي است، اعلام كرد: اگر
احمدينژاد در انتخابات رياست جمهوري ایران در روز 22 خرداد شكست بخورد، ما بايد جشن بگيرم.
به گزارش رجانیوز، "فرانك لوتنبرگ" در مصاحبه با روزنامه صهيونيستي جروزآلم پست ادامه داد: حتي اگر يكي بدتر از احمدي نژاد سر كار بيايد، ما باید جشن بگیریم.
اين سناتور 85 ساله حزب دموكرات كه از سال 1968 تا به حال 80 بار از رژيم صهيونيستي ديدن كرده است، نسبت به اینکه تصويری منفي از اوباما در اسرائيل وجود دارد و آمارهای موجود مبنی بر اینکه تنها 31 درصد از مردم ساکن سرزمینهای اشغالی، اوباما را طرفدار اسرائيل ميدانند، ابراز تأسف کرد و گفت: در عوض اوباما در ميان صهيونيستهاي امريكايي طرفداران زيادي دارد.
********************************************************************

حجت الاسلام والمسلمين غفورى خطاب به سيد محمد خاتمي نوشت: مگر شما همان سيدمحمد خاتمى نيستيد كه به همراه 33 نفر ديگر از نمايندگان دوره اول مجلس شوراى اسلامى، از اقدام انقلابى دادستان انقلاب در توقيف نشريات روز دفاع نموديد، و حتى در همان دوران يك روز 40 نشريه توقيف شد.
متن نامه حجت الاسلام والمسلمين غفورى صاحب امتياز و مديرمسؤول نشريه وظيفه به شرح ذيل است:
صفحه چهارم نشريه اعتماد در ششم خرداد 88، به نقل از حجتالاسلام سيدمحمد خاتمى وزير ارشاد دولت ميرحسين موسوى در تيترى بزرگ به همراه عكس ايشان آورده است: "نه دانشجويى ستارهدار شد نه روزنامهاى توقيف " بديهى است كه هر كس براى رأى جمع نمودن به نفع نامزد مطلوب خويش از تمام امكانات استفاده مىنمايد، و حق سيدمحمد خاتمى است كه از اين آزادى و فضايى كه به لطف خدا و خون صدها هزار شهيد و جانباز بهوجود آمده است بهره ببرد، بالاخره ايشان يك دوره نماينده مجلس و يازده سال وزير ارشاد و هشت سال رئيس جمهور اين مردم بوده از او انتظار دارند كه حرف حق و واقعى را كتمان ننمايد. و لابد ايشان هم به بركت اين همه رياست و مسؤول بودن اَداى دين مىكند و اجازه نمىدهد كه تاريخ تحريف شود و انشاءالله ايشان راهبرد آن حكيم راحل و مراد مؤمنين را در ذهن دارند كه فرموده است: "امروز قلمهاى مسموم در صدد تحريف واقعيات هستند بايد نويسندگان امين اين قلمها را بشكنند. " (صحيفه نور، ج 2، ص 84) سيد گرامى آقاى خاتمى اولاً با شجاعت و افتخار تمامى دنيا را آگاه كن در مقابله با دشمنان خارجى كه صدر انقلاب دانشگاه در ايران را پايگاه دشمن كرده بودند به دستور امام و ياران او اصل دانشگاه تعطيل شد تا استاد و كارمند و دانشجو و دانشگاهى كه ستاره دشمن شده بودند پاكسازى شوند، و نسل جوان بهويژه دانشجويان را مطلع كن كه اگر همت والاى آن روز نبود، چه بر سر كشور مىآمد، چرا شما مجاهدت بزرگان را كه شما هم در خدمتشان بوديد با كلمات مبهم و چند پهلو ناديده مىگيريد؟ چرا از عمليات پاكسازى دشمن و سنگر آنها يعنى دانشگاه توسط مجاهدان صدر انقلاب نمىگويى و برعكس در فكر پاك كردن اين رشادتها برآمدهاى آيا اگر دشمن مجدد به اسم دانشجو يا روزنامهنگار يا... به تخريب بنيان پاكسازى شده هجوم آورد و نفوذ كرد بايد تابلوى تسليم برافراشت يا اينكه توصيه امام راحل در برخورد با آنان را عمل نمود. و نسل جوان را به همان توصيه رهنمون ساخت؟
ثانياً، چرا از توقيف روزنامه در نظام اسلامى مرتبط با هر دورهاى كه باشد واهمه داريد، چرا كتمان مىكنيد؟ مگر شما همان سيدمحمد خاتمى نيستيد كه به همراه 33 نفر ديگر از نمايندگان دوره اول مجلس شوراى اسلامى، از اقدام انقلابى دادستان انقلاب در توقيف نشريات روز دفاع نموديد، و حتى در همان دوران يك روز 40 نشريه توقيف شد اگر فراموش كردهايد، من كه هيچكدام از مسئوليتهاى شما در انقلاب نصيبم نشده، اما افتخار عضويت در مدرسه عشق به انقلاب و امام و رهبرى را دارم، يادآورى كنم، به روزنامه كيهان مورخ 26/1/1360 مراجعه كن، نامه 34 نماينده از دوستان شما چون سيدمحمد خوئينىها، سيدعبدالواحد موسوى لارى، سيدعطاءالله مهاجرانى، لطيف صفرى، اسدالله بيات و... ديگران آمده است، كه در آن وقت هجوم ملىگراها و اتباعشان به اقدام قوه قضائيه در توقيف نشريات توطئهگر و همراه دشمن را محكوم نمودهايد، و من و امثال من از اين اقدام مدافعين انقلاب خوشحال بوديم، پس چرا امروزه رنگ عوض نموده و از توقيفها برائت پيدا مىكنيد؟ آيا ميزان حال فعلى است، يا آن زمان كه شما وقت فرزند فاضل امام امت بودهايد؟ آيا حالا شرمنده از آن مجاهدت هستيد؟ برادر ياد داريد كه حضرت آيتالله موسوى اردبيلى دادستان وقت در مصاحبهاى با نشريه كيهان 19/1/1360 دليل توقيف نشريات را اينگونه بيان داشتند: "قرار بود بعد از عيد مسائلى كه ايجاد تحريك در سطح جامعه مىكند، مطرح نشود و سعى كنيم به اختلافات پايان داده و در جهت رفع بحران سياسى كوشا باشيم، لذا براساس تشخيص.... و شكايات واصله مقالات روزنامه ميزان به علت اينكه اين روزنامه سبب تشنج در جامعه مىشد، دستور توقيف آن صادر گرديد " حتماً ياد داريد كه آن توقيف هيچگاه رفع نشد، و تشخيص مقام قضايى در آن وقت نيز از نوع نظارت استصوابى بوده است چون نافذ بود و گرنه استطلاعى آنكه نفوذى ندارد و موجب توقيف نمىشود و مىدانيد كه امام امت در همان ايام به آقاى كروبى يكى از نامزدهاى فعلى انتخابات دهم كه صاحب نشريه هم مىباشد و به همراه خانواده شهدا محضر امام مشرف شده بودند فرمود: "بايد مجله راه بيندازيد كه وقتى جوانها باز مىكنند، شكل و صورت و عكسهاى مجله و تيترهاى مجله طورى باشد مقابل آنكه پنجاه سال ما را به نابودى كشيد، شما بايد جبران آن خرابى پنجاه سال بكنيد پنجاه سال جامعه ما هر مجلهاى را باز كردند... همه انحرافى بود... خدا به داد شما رسيد. (صحيفه نور، ج 15، ص 37)
آرى، من براى اينكه احتمال دادم نشريه اعتماد اشتباهى چاپ كرده يادآورى نمودم و انشاءالله شما هم دستور اصلاح مىدهيد و اگر چنانچه حرف شما باشد اصلاح نشود به تحريف تاريخ انقلاب توسط شما هشدار مىدهم و اظهار تأسف، برادر خاتمى از اقدامات انقلابى توسط هركس و سليقه دفاع كن و از سستى و اهمال افراد و دستگاههاى مختلف كه در طول انقلاب بهويژه در دوران وزارت و رياست جمهورى شما، خيانت مطبوعات را نديده موجب سرافكندگى نزد امام و رهبرى و پيروانش شدهاند برائت بجوى و استغفار نما، تا شرمنده سرمايهگذاران واقعى نظام اسلامى يعنى شهيدان، آزادگان، جانبازان و خيل مردم فداكار نباشيم. مگر جلب رأى چه قيمتى دارد كه از حربههاى نامشروع بشود حاصل كرد؟
اینم یه چند تا اس ام اس دولت مردمی
آنان كه به دولت نهم خنديدند
در عرصه بي كفايتي گنديدند
با طعنه به قطره قطره خون شهيد
با ساز و نواي دشمنان رقصيدند
........................................................
این کلبه، سرای عدل و داد است بیا
اینجا سخن از «وان یکاد» است بیا
در محفل ما حرف چپ و راست مزن
این خانه ی احمدی نژاد است بیا
.......................................................
ما طالب پاكي و صفائيم هنوز
ايراني و حامي ولاييم هنوز
در حمله قدرت طلبان نااهل
ما حامي احمدي نژاديم هنوز
........................................................
گفتند مهندس است و شاد آمده است
سي سال گذشته تا به ياد آمده است
گفتيم مبارك است، اين معجزه ايست
كز مكتب احمدي نژاد امده است
چه كساني سكولاريسم را در بدنه كشور نفوذ مي دادند؟!
پديده سكولاريزه كردن كشور از ديرباز مورد توجه برخي غربزدگان قرار گرفته است؛ رژيم شاه سالها با سرمايهگذاري سنگين روي اين پروژه تلاش كرد تا اينگونه وانمود كند كه سياست از ديانت جدا است، دين حق اظهار نظر در مسائل حكومتي ندارد؛ ولي خواندن نماز و گرفتن روزه و رفتن به مسجد براي كساني كه مايل باشند، بلامانع است! اجراي اين پروژه كه سر انجامي جز حذف دين از جامعه نداشت، با مقاومت حوزههاي علميه و علماي بزرگ بهويژه حضرت امام خميني(ره) رو به رو شد و سرانجام در 22 بهمن 1357 با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت ديني، رسما شكست خورد. امام(ره) بارها بر عينت سياست و ديانت تاكيد ميكردند و ميفرمودند:
اسلام از سياست جدا نيست، اسلام مثل جاهاي ديگر نيست، مثل مذاهب ديگر نيست كه ذكر و دعا باشد. اسلام سياستش با ساير احكامش با هم هستند. (صحيفه امام، ج 3، ص 517)
پس از انقلاب اسلامي نيز بهرغم تاكيدات حضرت امام(ره) و بيرغبتي مردم به سكولاريسم، روشنفكران وابسته مثل اعضاي جبهه ملي و گروهك نهضت آزادي و برخي ليبرالها سعي ميكردند در زير پوست نظام، سكولاريسم را ترويج و اين باور را در جامعه ايجاد كنند كه حكومت ديني شدني نيست! اين حركت در سالهاي پس از جنگ بهويژه در دوران حكومت مدعيان اصلاحات به تدريج از حالت زير پوستي خارج شد و شكل رسمي به خود گرفت تا جايي كه برخي مسوولان آن روز نيز از ضرورت تحقق سكولاريزم سخن ميگفتند! مقام معظم رهبري در ديدار اخيرشان با هيات دولت ضمن ابراز تاسف از وجود چنين پديده شومي در برخي دولتهاي پيشين و اظهار خوشحالي از مهار شدن آن توسط دولت نهم فرمودند: «گرايشهاي سكولاريستي - كه متاسفانه باز داشت در بدنه مجموعه مديران كشور نفوذ ميكرد، جلويش گرفته شد. نظام انقلابي بر مبناي دين و بر مبناي اسلام و بر مبناي قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليوني اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفتهاند و جوانهايشان را به ميدانهاي خطر فرستادهاند؛ آن وقت مسؤولان يك چنين نظامي دم از مفاهيم سكولاريستي بزنند؟! يكي بر سر شاخ و بن ميبريد. يعني خودشان بنشينند و بنا كنند بن اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلي چيز خطرناكي بود. خب الحمدلله اينها جلويش گرفته شد»(1)
معالاسف اين تفكر كه روزي در وزارت ارشاد و دولت كارگزاران مورد حمايت قرار ميگرفت، از سال ۶۸ تا 84 زمام قوه مجريه را در كشور بهدست گرفت. در اين مدت گذشته از اين كه عملكرد آن به گونهاي تنظيم شده بود كه جايي براي دين باقي نماند، رسما نيز بر ضرورت كنار گذاشتن دين از سياست تأكيد ميشد. هاشم آغاجري عضو موثر حلقه كيان و از اعضاي شوراي مركزي سازمان نامشروع مجاهدين كه به عبارتي يكي از مغزهاي متفكر اصلاحات محسوب ميشود، دين را افيون دولتها و ملتها دانسته! و محكوم به ارتداد شد. معالاسف اين اظهارات سخيف نه تنها مورد اعتراض مسوولان قوه مجريه و مقننه وقت قرار نگرفت، كه در مقابل حكم قاضي شجاع همدان ايستادند و آن را حكم ننگين خواندند! و سرانجام نيز با پا در مياني آنها حكم اعدام وي لغو شد! محمد مجتهد شبستري كه پس از يك دوره طولاني قلم زدن بر ضد دين و ارزشهاي ديني و الهي سرانجام خود را خلع لباس كرد، بارها بر اين نكته تاكيد ميكردكه «دين، نظام حكومتي ندارد»(2) و «اسلام هيچ حكمي در باب سياست، نسبت به مسائل عصر ما ندارد.»(3) عبدالكريم سروش كه عضو موثر حلقه كيان و از تئوري پردازان جبهه اصلاحطلبي بهشمار ميرود، با تاكيد بر جدايي دين از سياست مينويسد: «حقيقت دين، همان تجربه فردي ديني است كه در مورد پيامبران «تلقي وحي» نام گرفت و دين هيچ ارتباطي به امور اجتماعي و سياسي و حكومتي ندارد.»(4)
نفوذ انديشه الحادي سكولاريسم در كشور آنچنان شتاب گرفت كه در دوره دوم رياست جمهوري آقاي خاتمي، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در نشست جوانان اين جبهه ميگويد: «ما هيچ قيدي را بر مردم سالاري نميپذيريم و مردم سالاري را بهعنوان يك روش و شيوه بازي پذيرفتهايم؛ بنابراين ما در مقام اول از مردم سالاري دفاع ميكنيم و حاضر نيستيم ديگران براي مردم سالاري قيد بگذارند»(5) حزب مشاركت با حذف پسوند دين از مردم سالاري طي بيانيهاي اظهار كرد: «ايران اسلامي هيچ راهي جز استقرار مردم سالاري ندارد و جنبش اصلاحات كه در حقيقت تجلي اراده ملي براي استقرار مردم سالاري است در پي زدودن حشو و زوايدي است كه بر انديشه مردم سالاري كه منبعث از آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي و بنيانگذار آن حضرت امام خميني(ره) است روييده است»(6) اكبر گنجي، يكي ديگر از اعضاي حزب مشاركت، با نوشتن كتاب «مانيفست جمهوري خواهي» طرح جايگزيني جمهوري تمام عيار بهجاي «جمهوري اسلامي» را مطرح كرد و نوشت: «اصولا مردم سالاري با دين در تناقض است.» وي سرانجام پيشنهاد رفراندوم براي تبديل نظام جمهوري اسلامي به نظام جمهوري مدرن و تمام عيار را مطرح ميسازد! پيشنهادي كه از سوي ضد انقلابيهاي خارج نشين و سران كاخ سفيد به شدت مورد استقبال قرار ميگيرد. راديو آمريكا خطاب به مدعيان اصلاحات ميگويد: «شورش به نتيجه نميرسد؛ رفراندوم را مطرح كنيد»(7) خبرگزاري آلمان نيز با جهت دهي به حركت سياسي مدعيان اصلاحات رفراندوم را پيشنهاد ميكند و ميگويد: «اصلاحطلبان راه خروج از حاكميت و رفراندوم را طي خواهند كرد»(8)
همراه با اين فضا سازيها آقاي خاتمي واژه «جمهوري اسلامي» را از شعار تاريخي ملت ايران حذف و بهجاي آن واژه «پيشرفت» قرار داد و آنقدر شعار «استقلال، آزادي، پيشرفت» را به مناسبتهاي مختلف تكرار كرد تا در افكار عمومي به يك باور تبديل شود. عملكرد آقاي خاتمي مورد اعتراض علما و مردم قرار گرفت، آيت ا... مصباح يزدي به حذف اسلام از شعار ملت ايران در سخنراني قبل از خطبههاي تهران به شدت اعتراض كرد.(9)
اين اقدامها در حالي انجام ميشد كه مجلس ششم بهدنبال بررسي لوايح دوقلويي بود كه آقاي خاتمي براي اهداف فوق فرستاده بود! در لايحه اصلاح قانون انتخابات، «اسلام» و «ايراني بودن» از شرايط نامزدي مجلس حذف شده بود! و در لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري، حذف تدريجي ولايت فقيه و تبديل شدن رئيس جمهور به قدرت مطلقهاي كه ميتواند به قوه مقننه و قضائيه و حتي رهبري نظام تذكر قانون اساسي بدهد و در صورت بيتوجهي به آن تبصره ماده 14 درباره آنها كه انفصال از مسووليت و زنداني شدن آنها است اعمال كند(!10) عبدالكريم سروش، تئوريسين جبهه دوم خرداد، نيز پس از دو سال اقامت در آمريكا به ايران بازگشت و موضوع رفراندوم را بهعنوان سوغات سفر به اصلاحطلبان پيشنهاد كرد و گفت: «با توجه به احتمال رد لوايح پيشنهادي دولت اصلاحات تاكيد خاتمي بر استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي از جمله رفراندوم را ميتوان در اين راستا مورد توجه قرار داد»(11) پس از اين پيام بود كه خانم حقيقتجو، عبايي خراساني، سيد ناصر قوامي، محسن آرمين، محمدرضا خاتمي [نايب رئيس مجلس و دبير كل حزب مشارك] و... تهديد كردند چنانچه شوراي نگهبان با لوايح دوقلو مخالفت كند به آراي عمومي و رفراندوم مراجعه كرده و در صورت عدم موفقيت از حاكميت خارج خواهيم شد.(12) در اين راستا كميته سه جانبه طيف ملي - مشاركت و دفتر تحكيم وحدت براي موضوع رفراندوم و تغيير قانون اساسي فعاليت خود را آغاز ميكنند (13) همراه با اين تلاشهاي داخلي، دشمنان خارجي نظام هم سعي ميكردند كه خطوط كلي ارائه شده را پشتيباني كنند تا هرچه زودتر به اهداف از پيش تعيين شده يعني حذف اسلام و دين و جايگزيني نظام سكولاريستي تحقق يابد. در همين راستا روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» نوشت چنانچه اين لايحه با مخالفت شوراي نگهبان رو بهرو شود، اصلاحطلبان بايد اقدام به برگزاري همهپرسي كرده و جوانان را به خيابانها بكشانند»(14) جيمز ولسي، رئيس سابق سازمان سيا و مشاور وقت بوش در مصاحبه با مجله آمريكايي «فرانت پيج» نيز بر همين مطلب تاكيد كرد و گفت: «آنچه مهم است، اين است كه تغيير در ايران ريشهاي و اساسي باشد، چه آرام و چه سريع، ساختار كلي دولت ميتواند باقي بماند ولي مراكز اصلي قدرت در شوراي نگهبان و ساير نهادها بايد حذف شوند»(15) مدعيان اصلاحات فكر ميكردند با اين تهاجم سنگين به افكار عمومي، پيروز خواهند شد و به هدف شوم سكولاريزه كردن انقلاب دست خواهند يافت ولي طولي نكشيد كه با شكست سنگين در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم فضا تغيير كرد و خاتمي خود رسما مجبور به باز پس گيري لوايح ضد اسلامي دوقلو گرديد ولي معالاسف اين تفكر همچنان در او و يارانش باقي است، چنانچه فرصتي پيدا كنند در جهت اجرايي كردن آن خواهند كوشيد. شاهد آن اظهارات سخنگوي حزب كارگزاران، آقاي حسين مرعشي، است كه پس از تشكيل دولت نهم صريحا اظهار داشت: ما طرفدار مكتب ليبراليزم هستيم، اسلام فاقد نظام سياسي، اقتصادي است! معالاسف اين اظهارات از سوي پدر معنوي آن حزب - آقاي هاشمي رفسنجاني - مورد اعتراض قرار نگرفت! به فضل الهي و با رهبريهاي هوشمندانه مقام معظم رهبري و روي كار آمدن دولت نهم كه رئيس جمهور آن شخصيتي متدين و مكتبي است، اين امر خطرناك كنترل شد و دهه سوم انقلاب به دهه اول انقلاب يعني دوران تلاش براي اسلاميزه كردن نظام گره خورد، شعارهاي امام و انقلاب زنده شد و چرخهاي انقلاب اسلامي مجددا در مسير اصلي خودش قرار گرفت.
در پايان توجه به اين نكته اساسي لازم است كه بايد مراقب بود سكولارها دوباره با جمعآوري عده و عده و تخريب گسترده دولت انقلاب، اين قطار را از مسير خودش خارج نكنند و فرهنگ سكولار و بيديني را بر كشور حاكم نسازند.و بر خود لازم میدانم که با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری باز هم خدمت دوستان بزرگوار تاکید کنم که گول قیافه های جدید را نخوریم!!!اینها همان آنها هستند!!!با این تفاوت که بیست سال خود را از دید مردم مخفی نمودند تا در روز مبادا خود را خرج ایدو ئلوژی خود نمایند...
پينوشتها
1. جمهوري اسلامي، 5/6/87، ص12
2. هفته نامه پيام هامون، اسفند 77
3. ماهنامه كيان، فروردين 78
4. صبح امروز، خرداد 78
5. رويدادها، شماره 24، ص4
6. سايت رويداد، 5/8/81
7. پرتو سخن، 18/9/81
8. 13/6/81
9. پرتو سخن، 18/9/81، ص 2
10. بنگريد موارد 14 و 15 لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري
11. اعتماد، 12/6/81
12. مردم سالاري، 9/6/87؛ اعتماد، 13/6/81؛ جوان، 27/8/81؛ همبستگي، 11/7/81
13. رسالت، 10/6/81
14. همان، 17/6/81
15. بصيرت، شماره 49، آبان 81، ص 24

عابدي فرزند يكي از شهداي دوران دفاع مقدس و دانشجوي مضروب جلسه سخنراني ميرحسين
موسوي در يزد با بيان اينكه تنها قصد سوال از موسوي را داشتم، گفت: در جلسه موسوي به دنبال
راهي براي نجات جانم بودم.
محمد عابدي دانشجويي مضروب در جلسه سخنراني ميرحسين موسوي در مسجد حظيرا يزد، در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با بيان اينكه دانشجوي دانشگاه علم وصنعت تهران هستم، دليل حضور خود در يزد را تلاقي شدن زمان فوت پدربزرگش در يزد با سفر ميرحسين موسوي به اين شهر دانست و گفت:به همين دليل در جلسه سخنراني ميرحسين موسوي در مسجد حظيرا حاضر شدم، در ادامه قصد داشتم از آقاي موسوي سوال كنم اما هنگامي كه از جاي خود برخاستم چندين نفر از حاميان موسوي با حمله ور شدن به سمت من مرا به شدت مورد ضرب وشتم قرار دادند.
اين فرزند شهيد و دانشجوي مضروب با بيان اينكه سوالم اين بود كه چرا آقاي موسوي براي مقاصد سياسي خود شهدا را هزينه ميكنند، تصريح كرد: حاميان موسوي به حدي جو را متشنج كردند كه تمامي مسجد شعار مرگ بر منافق را عليه من سر دادند.
عابدي خاطر نشان كرد: بعد از اتمام مراسم زماني كه بنده با صورت خوني در حال خروج از مسجد بودم، يكي از از عكاسان كه از من عكس گرفته بود، نيز با برخورد تند حاميان موسوي مواجه شد.
وي يادآورشد: حبيب الله بيطرف وزير نيروي دولت اصلاحات در حاشيه اين مراسم خطاب به من گفت: شما با برهم زدن جلسه سخنراني موسوي آبروي يزد را برديد.


